یازده قانون ساده کاربردی موفقیت مالی شخصی – قسمت اول

رسیدن به موفقیت مالی، شانسی نیست. یک راه گریز یا یک عصای جادو برای سر و سامون دادن به زندگیتان نیست. بلکه رعایت روزانه اصول ساده ای است که شما رو به وضعیت مالی بهتری میرسونه. در این مقاله یازده قانون ساده معرفی شده که رعایت  دقیق آنها، وضعیت مالیتان را بهتر می کند.

قانون اول: اگر طی دوازده ماه گذشته از وسیله ای استفاده نکرده اید، آن را بفروشید یا به نحوی از شر آن خلاص شوید.

اجرای این قانون ساده، شما را به موفقیت مالی قابل توجهی می رساند. با انجام این کار، جلوی انباشته شدن وسایل را می گیرید.

مردم معمولاً در خانه هایی زندگی میکنند که پر از وسایل بلااستفاده است. آنها به این وسایل چسبیده اند و خودشان را متقاعد کرده اند این اشیاء را دوست دارند.  این وسایل سالها و سالها دست نخورده، گوشه قفسه ها، کمد یا پارکینگ خانه خاک میخورند.

اگر یک سال از وسیله ای استفاده نکرده اید، یعنی واقعاً علاقه ای به آن ندارید. تا زمانی که این وسایل، هنوز ارزش مادی دارند، از شر آنها خلاص شوید. وسیله ای که یکی دو سال در انبار مانده است، هنوز ارزش مادی دارد ولی اگر ده سال در گوشه ای بلااستفاده مانده باشد، احتمالا دیگر ارزش چندانی ندارد. بهتر است به جای خاک خوردن در کمد، به پول تبدیلش کنید و بخشی از بدهی های خود را  پرداخت کنید.

این کار را یک یا دو بار در سال تکرار کنید. کمد خود را خالی کرده و هر وسیله ای را که در طول سال به آن دست نزده اید، کنار بگذارید. اگر مطمئن نیستید یک برچسب “بلااستفاده” روی آن بچسبانید یا در جعبه ای با عنوان “بلااستفاده” قرار دهید. دفعه بعدی که تمیزکاری میکنید، هر وسیله ای که برچسب “بلااستفاده” دارد یا در جعبه بلااستفاده هاست را بدون نگرانی بفروشید.

قانون دوم: اگر نیاز به وسیله ای دارید، اول آن را قرض کنید.

قبل از خرید وسیله جدید، ابتدا آن را از دیگران امانت بگیرید. چنانچه کسی از دوستانتان وسیله را دارد، برای مدتی آن را امانت بگیرید. به کتابخانه بروید. به فروشگاهها سر بزنید و قبل از خرید، وسیله را امتحان کنید. این کار همیشه شدنی نیست ولی با کمی تلاش، می توان آن را عملی کرد.

خواستن یک وسیله به این معنی نیست که به آن نیازی داشته باشید. هر چیزی در ویترین ، جذاب به نظر می رسد. ولی باید ببینید آیا مورد نیازتان هست یا خیر.

قانون سوم: اگر بعد از قرض گرفتن و استفاده از وسیله ای، نتیجه گرفتید واقعاً به آن نیاز دارید، از مدلهای ارزانتر شروع کنید.

مدلهای ارزان وسیله را از مغازه های دست دوم فروشی یا حراجی تهیه کنید. قبل از سرمایه گذاری روی مدلهای گران تر، از مدلهای پایین تر استفاده کنید تا متوجه شوید برایتان کاربرد دارد یا خیر.

اگر یک وسیله جدید غیرکاربردی بخرید، به اندازه پولی که برایش صرف کرده اید، کارایی نخواهد داشت. تنها با استفاده منظم از یک وسیله معلوم می شود آیا پولی که برایش پرداخت کرده اید را به شما برمی گرداند یا خیر. تا وقتی که از لزوم و میزان استفاده از وسیله ای مطمئن نشده اید، از مدلهای ارزان تر و مستعمل آن استفاده کنید.

اغلب در مورد کتابهایم همین کار را میکنم. چنانچه از کتابی که از کتابخانه امانت گرفته ام، خوشم آمد و تصمیم گرفتم از آن به عنوان کتاب مرجع استفاده کنم و قابلیت استفاده مجدد داشته باشد، نسخه دست دوم آن را تهیه میکنم یا نام آن را یادداشت میکنم و به محض قرار گرفتن در فهرست تخفیف، آن را خواهم خرید.

قانون چهارم: هر وقت خواستید پول خرج  کنید، ده ثانیه صبر کنید.

از خود بپرسید که واقعاً لازم است همین الان آن را بخرم. اگر ضرورت ندارد، دست نگه دارید. اگر وارد سایت فروش اینترنتی شده اید، بدون خرید خارج شوید. البته به این معنی نیست که هرگز آن را نخرید، بلکه فعلاً دست نگه دارید و کمی فکر کنید.

با اجرای مداوم این قانون ساده، از شر خریدهای غیرضروری راحت می شوید. نکته اصلی، انجام جدی و مداوم این کار است. باید عادت کنید که درباره چیزهایی که میخواهید بخرید، فکر کنید و در صورت غیر ضروری بودن (یا بدون برنامه پول خرج کردن)، خرید نکرده و وسیله را به جای خود برگردانید.

از خریدهای غیرضروری پرهیز کنید مگر اینکه از قبل قصد خرید چیزی را داشته باشید. “حراج” توجیه مناسبی برای خریدهای خارج از نیاز، به حساب نمی آید.

قانون پنجم: هر زمان به خرید چیزی نیاز داشتید، یک ماه صبر کنید و ببینید باز هم مورد نیازتان است یا خیر.

من اغلب نام این گونه وسایل را جهت بررسی بیشتر و کمی تحقیق اینترنتی، جایی یادداشت میکنم. اکثر مواقع با چند روز صبر کردن، بیشتر موارد نوشته شده، کم اهمیت شده یا به طور کامل فراموش می شوند و به این نتیجه میرسم که احتیاجی به آنها ندارم و متعجب میشوم چرا فکر میکردم به آنها نیاز دارم.

بهتر است اپلیکیشن مناسبی روی گوشی خود نصب کنید یا از دفترچه یادداشت جیبی استفاده کنید. اگر نام آیتمهایی که به خریدشان فکر میکنید بنویسید، در ضمیر ناخودآگاه خود احساس میکنید که برای خرید آن اقدام کرده اید و میل به داشتنش، به سرعت از بین می رود. بعلاوه مرجعی از وسایل مورد نیاز درست کرده اید که در آینده می توانید به آن رجوع کنید.

من اغلب  فهرست کتابهای مورد نیاز را ابتدا در کتابخانه جستجو می کنم (قانون دوم) و اگر از کتابی خوشم آمد، آن را انتخاب می کنم (قانون سوم). رعایت این قوانین، نتیجه خوبی دارد.

مطالعه قسمت دوم این مقاله

12+
1 پاسخ

تعقیب

  1. […] در صورتی که قسمت اول این مقاله را مطالعه نکرده اید، اینجا کلیک […]

دیدگاه ها غیر فعال است.